انتشار کتاب «مواجهه با شهر»؛ از دریچه ی رشته و حرفه ی شهرسازی در ایران از بدو تأسیس تا ۱۳۵۹- (جلد اول)

انتشار کتاب «مواجهه با شهر»؛ از دریچه ی رشته و حرفه ی شهرسازی در ایران از بدو تأسیس تا ۱۳۵۹- (جلد اول)

تالیف: منوچهر طبیبیان، نوید پورمحمدرضا، حامد ولدخانی
ناشر: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران
تاریخ انتشار: چاپ اول | ۱۴۰۰
شمارگان: ۱۰۰ نسخه
تعداد صفحات: ۷۴۴ صفحه
قیمت: ۱۹۸/۰۰۰ تومان

♦ متن پشت جلد کتاب:
شهرنشینی و شهرسازی در ایران از قدمتی کهن برخوردارند. شهر در این سرزمین مبدأ خود را نه در زمان تاریخی، که در زمان اسطوره ای می جوید و همان قدر که در تاریخ و اسناد تاریخی ردّ و نشانی از خود باقی گذاشته، در روایت های اسطوره ای و حماسی نیز زنده است. کتاب حاضر، اما، کتاب سرآغازها نیست؛ کتاب دنباله ها و پیامدهاست، کتابِ شهر معاصر است، با یادآوری این که هر معاصری گذشته ای دارد و هر تاریخ معاصری دست آخر فصلی تازه در یک پیوستارِ تاریخی کهن تر است. این کتاب به دیدار شهر معاصر می رود، درست در لحظه ی تولد رشته ای در ایران که موضوع مطالعه ی آن شهر است. «شهرسازی» به عنوان یک رشته ی دانشگاهی در ابتدای دهه ی چهل متولد می شود، در زمانی که شهر بیش از هر زمان دیگری در تاریخ این سرزمین، تغییر و دگردیسی را از سر می گذراند. گسترش روزافزون مرزهای فیزیکی شهر، دگردیسی مناسبات کهن اجتماعی و سربرآوردن مفاهیم نو و عادات تازه ی شهری، تغییر شتابانِ ترکیب جمعیتی، تأسیس نهاد های مدیریتی و اجرایی جدید، و دگرگونی در شیوه های سکونت و کار و فراغت، همگی بخشی از روایتِ تغییر و دگردیسی شهر معاصر هستند.
کتاب حاضر می کوشد این تغییرات را از دریچه ی نگاه و فهمِ کسانی ببیند که به فراخور رشته یا حرفه ی خود شاهد بی واسطه ی این تغییرات بوده اند و حتی، کم یا زیاد، سهمی در آن داشته اند. کتاب در بیست و سه فصل به سراغ اندیشمندان و صاحب نظرانی می رود که از منظر رشته ی شهرسازی، یا کلی تر، دانشِ شهرسازی با این شهرِ در حال پوست اندازی مواجه شده اند و به توصیف، تبیین، نقد، یا برنامه ریزی و طراحی آن پرداخته اند. در کنار تغییرات ملموس شهر، ردیابیِ مسیرِ آموزش رشته ی شهرسازی در ایران نیز از اهداف مهم این کتاب است. متأسفانه آرشیو قابل اعتنایی از روزهای آغازین آموزش شهرسازی در ایران در دسترس نیست. کتاب حاضر کوشیده است تا این خلأ را به کمک مؤسسین این رشته که نخستین و بی واسطه ترین راویانش هستند، پُر کند. این کتاب در جلد اولِ خود از روزهای تولد رشته ی شهرسازی و حتی اندکی پیش از آن آغاز می کند و تا وقوع انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹ و بسته شدن دانشگاه ها ادامه می دهد. تاریخ آموزش شهرسازی و صد البته تاریخ تحولات شهر از آن تاریخ به بعد، حکایتی تازه و فصلی نو است که در جلد دوم این کتاب پی گرفته خواهد شد.

♦ پیشگفتار کتاب:
منوچهر طبیبیان:
در طول تاریخ بسیاری از اندیشمندان شهر را موجودی پیچیده انگاشته اند که رشد و گسترش آن نه یک امرِ ایستا، که متکی بر واقعیتی است که زندگی بشر از دیرباز تاکنون بر آن استوار بوده است: تغییر. شهرها بستر ظهور و افول پدیده های نوپا هستند تا بروز افق هایِ جدید پیشِ روی بشر در آن ها رنگ و بوی حقیقی به خود گیرد، آن‌ چنان‌ که تغییر شیوه های حمل و نقل از درشکه ها به خودرو های دیزلی، خودرو های برقی و در آینده خودرو های هوایی شکل شهر را دستخوش تغییر کرده و به‌ تبع آن نیازهای جدیدی را پدید آورده است، که شاید پیشنیان آن چنان توانِ ذهنی رویارویی با آن را نداشتند. آمادگی ورودِ نیازهای جدید و رفع آنچه امروز در شهرها پدیدار شده است دانش و کنشی را طلب می کند تا بر پایۀ شناخت و درک درست از ماهیتِ هر پدیده، بکوشد شهر را برای فردایی بهتر آماده سازد.
بسیاری از حوزه های دانشی به عنوان عرصۀ تغییر در لحظۀ تولد خود بر نقطۀ مشترک میان چند دانش دیگر قرار می گیرند و تحت عنوان “دانش میان‌ رشته‌ای ” در میان اندیشمندان و حرفه مندان جای خود را می گشایند. دانش شهرسازی نیز در بدو تأسیس کنشی مشترک با رشته و حرفه معماری را تجربه کرد و به‌مرور زمان توانست اندوخته های دیگر را از سایر علوم، مانند علوم اجتماعی و اقتصادی در خود انباشته سازد تا با گذشت دوران، به عنوان رشته ای نسبتاً مستقل و با هویتی منحصربه فرد تلقی شود. دور از انتظار نیست که تولدِ پایه های دانشیِ بدیع، دریچه هایی نو ظهوری را در خارج از قلمرو آکادمیک طلب کند تا شهر را از ماحصلِ تولید شده در مرز های رشته به گونه ای عمل گرا سیراب سازد.
این لحظه، یعنی لحظۀ تولد رشته و حرفۀ شهرسازی در ایران فارغ از برداشت های صرفاً نوستالژیک و پیکتورال، ثبت لحظه ای مهم در تاریخ این مرز و بوم محسوب می شود، چرا که نگهداری از اسناد، شرح مکاتبات و هر آنچه از اهمیتی مضاعف برای درک و شناخت ما نسبت به دیروزمان برخوردار است، با گذشتِ زمان دود می شود و به هوا می رود. شاید عدم آگاهی ما از ماهیت تأثیرگذار هر سند و ثبت آن ها به عنوان تاریخچۀ یک پدیده بر این محوشدگی بی اثر نباشد. بااین‌ حال، رسالت نوشتن این کتاب از گفتگوی بین نسل ها نشئت می گیرد؛ گویی این کتاب در بطن خود نیز این انتقال مضمون را تجربه کرده است. به عنوان اولین نسل و شاهدِ لحظه تولد رشتۀ شهرسازی در ایران با دو همکار ارجمند خود از دو نسل دیگر گفتگویی را صورت داد و تاریخ چون شاهدی احضار شد تا دیروز را پیش چشمان امروز بار دیگر به جهان معنا آورد.
بازگو کردن برداشت و مواجهۀ شخص من با دیروز خود، در این مسیر پرفراز و نشیب در سه پرده قابل تصویر است:
پرده اول
هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای؟ ***من در میان جمع و دلم جای دیگر است. (سعدی)
دانشگاه تهران، دانشکده هنرهای زیبا و رشته معماری هر سه در مرکز شهر تهران، پایتخت ایران، حضور داشتند ولی گویی نگرش به شهری که روز به‌ روز با پدیده های نو دست‌ و پنجه نرم می کرد غایب می نمود. پروژه هایی که در آتلیه های چهارگانۀ معماری (سیحون، فروغی، آفتاندلیانس و غیائی) طرح می شدند، بیشتر بر جنبه های فیزیکی و مسائل روز مرۀ فارغ از جامعه تأکید داشتند و هیچ گاه شهر را چُنان موجودی نمی دیدند که قدم گذاشتن روی آن آدابی دارد و باید با خویی هم سو با آن رفتار کرد. اگر جنبه های هنریِ معماری نقطۀ بنیادین و جنبه های سازه ای در درجۀ بعد قرار می گرفت، شهر و جایگاه پروژۀ در بستر آن، اساساً خارج از بحث بود و به ندرت رابطۀ میان رشته و حرفه تعریف می شد. اساتید نیز چُنان علاقه ای به ورود پیرامون موضوع نداشتند و یا ترجیحشان بر تکیه‌ بر جنبه های صرفاً معماری بود. در فرآیند سریع و شدیداً مکانیکی اسکیس – دکور – طرح، دانشجویانِ سال های بالاتر نیز فرصتی نمی یافتند تا به این سؤال در ذهن خود پاسخ دهند که جایگاه شهر و مردم در این طرح ها کجاست؟ کنجکاوی ها نیز با تقاضای شدید دفاتر معماری برای جذب نیرو از دانشجویان و فارغ التحصیلانِ تنها مدرسۀ معماری ایران، رنگ می باخت. جذب من به عنوان تکنسین معمار در دفتر فنی دانشکده  هنرهای زیبا نیز گرچه تجربۀ جدیدی محسوب می شد، ولی همچنان پروژه هایی معماری با ماهیت دولتی در ورای شهر نگریسته می شدند و شهر هم چندان در آن ها نقشی پراهمیت نمی نمود.
پرده دوم
فی الجمله اعتماد نکن بر ثبات دهر***کاین کارخانه ای است که تغییر می کند. (حافظ)
از اوایل دهۀ ۴۰ شمسی شهر خود را به عنوان موجودِ زندۀ خارج از حصارهای دانشگاه به درون دانشکده هنرهای زیبا می کشد و درنتیجۀ رایزنی ها و گفتگو های دکتر ایرج اعتصام با رئیس وقت دانشکده مهندس سیحون و مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، «دوره عالی شهرسازی» در سوم آذر ۱۳۴۲ در ساعت ۱۵:۳۰ با کلاس درس جامعه شناسی شهری دکتر جمشید بهنام پا به عرصه گیتی می گذارد . پُرواضح است که شهرسازی به عنوان رشته ای میانِ دو دانشِ موجودِ معماری و علوم اجتماعی متولد می شود و معماران و جامعه شناسان نقش والدین این رشته نو ظهور را بر عهده می گیرند.
فارغ از اتفاقات و رویداد های که نگرشِ منقطعِ معماری با جامعه را در آموزش معماری در همان زمان به چالش می کشید، یکی از مهم ترین رویداد های زندگی من واگذاری تهیۀ طرح جامع شهر شیراز به دانشگاه تهران و همکاری در آن محسوب می شود. اسفند ماه ۱۳۴۵ دو سال از شروع دوره عالی شهرسازی می گذشت و کشمکش هایی میان اساتید تازه وارد با ریاست دانشکده – مهندس سیحون – مشهود بود. بااین‌حال به عنوان فارغ التحصیل رشته معماری در دفتر فنی شاهد تغییری شگرف بودم. تهیۀ یک طرح شهرسازی با همکاری مشترک دانشکده هنرهای زیبا و مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی افق های جدید را بر آموزش حرفه ای شهرسازی در دانشکده ایجاد می کرد. حضور همکارانی نظیر دکتر احسان نراقی، دکتر فیروز توفیق و دکتر مهدی امانی در تهیۀ مرحلۀ اول طرح جامع شیراز، من را با دانشی نو رو برو کرد و در من انگیزه حضور در دوره عالی شهرسازی را در مهرماه ۱۳۴۶ ایجاد نمود. در این زمان من این سعادت را داشتم تا هم زمان آنچه را که اساتید شاخص در کلاس تدریس می کردند، به صورت تجربی زیر قلم خوشان در طرح جامع شیراز از نزدیک لمس کنم.
اگر دو رویداد بزرگ و مهم، یعنی تأسیس دوره عالی شهرسازی و واگذاری طرح جامع شیراز به صورت همکاری مشترک دو گروهِ دانشگاهی در نظر گرفته شود، باید اعتراف کرد که وزن علمی گروه مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در دوران نوزادی دانش شهرسازی وسیع تر و گسترده تر از معماران بود. در حقیقت افرادی چون دکتر بهنام، دکتر شاپور راسخ، دکتر مهدی امانی به عنوان استادان دوره عالی شهرسازی و دکتر توفیق و دکتر احمد اشرف به عنوان همکاران در طرح جامع شیراز در همین برهۀ زمانی تألیف و ترجمه های متعددی به چاپ رسانده بودند و بسیار بر پرورش بعد اجتماعی شهرسازی تأثیر گذاشتند. گرچه نباید این تصور ایجاد شود که اساتید و حرفه مندانی که دانش معماری را آموخته و در رشته و حرفه شهرسازی شروع به فعالیت کرده از توانایی کمتری برخوردار بودند؛ بلکه ماهیت مبتنی بر ساخت معماری، شهرسازی نوپا را به سمت معماری شهری سوق می داد.
پرده سوم
رونق عهد شباب است دگر بستان را*** میرسد مژده گل بلبل خوش الحان را (حافظ)
اگر دهۀ ۵۰ شمسی را مقطع زمانی رونق و شکوفایی بسیاری از زمینه های علمی و اجرایی ایران شناسایی کنیم، این استحاله در رشته و حرفه شهرسازی نیز به گونه ای دیگر رخ می نماید. ورود اندیشه های نو از طریق فارغ التحصیلان کشور هایی نظیر امریکا و انگلیس دوره عالی را پایان می بخشد و مُهر دورۀ جدیدی را با دو گرایش کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری و طرح ریزی شهری برای نخستین بار در ایران و در دانشکده هنرهای زیبا می زند و تلاش می کند تا برنامه ریزی منطقه ای را نیز به گروه شهرسازی بیفزاید. از همین نقطه سفر من با گروه تازه تأسیس «شهرسازی و برنامه ریزی منطقه ای» آغاز می شود؛ مهرماه ۱۳۵۱ که دو سال تا دفاع رساله دکتری خود داشتم به عنوان جوان ترین عضو گروه در قامت مربی به استخدام دانشگاه تهران درآمدم. من شاهد رشد کودکی بودم که خویشاوندان تازه وارد در جوار والدین پیشین، برای گام به گام جلو رفتن او تلاش می کردند. پروفسور ریچارد شین از دانشگاه واشنگتن، لودویکو کوآرونی از دانشگاه رم، رُی کمبل از دانشگاه کارولینای شمالی، لین کُلسترا از دانشگاه آزاد آمستردام و بسیاری دیگر برای گذران فرصت های مطالعاتی به ایران و گروه شهرسازی می آمدند و بر ترسیم آیندۀ این کودک نوپا اثر بخش بودند.
بااین‌ حال همان‌ قدر که رونق اقتصادی بر تبادل فرهنگی ایران با سایر کشورها در این برهۀ زمانی افزود، درهای جدیدی بر روی حرفۀ شهرسازی گشوده شد. وزارت مسکن و شهرسازی – یا وزارت آبادانی و مسکن سابق – با تثبیت جایگاه خود به ­عنوان متولی طرح ­های جامع شهری رقابت شدیدی را بین حرفه­ مندان برای اخذ قرارداد­ های پُرسود موجب شد و برخی اساتید بیش­ از آن­که در دانشگاه به تدریس و کوشش علمی بپردازند، بیشتر وقت خود را به کار در مهندسین مشاور اختصاص می ­دادند و حرفه را به جلو می ­بردند. در همین زمان دومین مواجهۀ من با حرفۀ شهرسازی پس از تحویل طرح جامع شهر شیراز، با عقد قرارداد طرح جامع شهر یزد این بار به­ صورت مستقل با دانشکده هنرهای زیبا و در دفتر فنی رقم خورد. از این زمان من به ­عنوان رئیس دفتر فنی، مسئول هماهنگی و تهیه طرح را با گروهی متشکل از معماران و جامع ه­شناسان دانشگاه تهران بر عهده داشتم.
گرچه طرح جامع یزد با تمام توان و حضور صاحبان اندیشه به اتمام رسید و به واقع بر زندگی و آثار همکاران آن زمان و اساتید آینده نظیر مهندس محمود توسلی بسیار اثر بخش بود، ولی درسی آموزنده برای من داشت که بسیاری از طرح های جامع شهری نیز ادامه‌ دهندۀ همان تصور در آن مقطع زمانی و تا امروز بوده اند: غیبت صاحبان اصلی طرح یعنی مردم. اتکای بیش‌ از حد بر قدرت دولت برای پیشبرد طرح های شهری یک خیال واهی است و منجمد کردن زندگی مردم و توجه نکردن به نیاز آنان، تمام معادلات را برهم می ریزد و تمام تلاش ها را به نقطه اول باز می‌ گرداند: جایگاه مردم در تهیه طرح های شهری چه بود؟
روایتی که بیان شد تا پیش از انقلاب فرهنگی کم‌ و بیش به مسیر خود ادامه میدهد و شاید تنها رویداد مهم آن در اواخر دوران پهلوی، تولد نوزادی دیگر تحت عنوان رشتۀ “برنامه ریزی شهری و منطقه ای” در دانشگاه ملّی ایران است که دو سال بیشتر مجال حیات نمی یابد. ترسیم سمت‌ و سوی رشته و حرفه شهرسازی پس از انقلاب فرهنگی موضوعی است که در جلد دوم این کتاب بین برهۀ زمانی انقلاب فرهنگی تا شروع دوره کارشناسی شهرسازی در سال ۱۳۷۸ به آن پرداخته خواهد شد، ولی بااین‌حال به سخن شاگرد و همکار دیروز، مرحوم دکتر سید محسن حبیبی، این که رشته و حرفه شهرسازی در مقطع انقلاب فرهنگی دچار دگرگونی یا دگردیسی شده است را باید از خلال فارغ التحصیلان و طرح های تهیه و تصویب شده خوانش کرد و نمی توان به‌ صِرف روایت های مقطعی این اندیشه را رد یا ثابت نمود.
در آخر باید مانند هر تجربۀ پژوهشی دیگر از همراهان بسیاری قدردانی کرد. نخست از تمامی سروران، اندیشمندان و صاحب نظران که بی دریغ زمان و وقت گران بهای خود را برای گفتگو اختصاص دادند و با صبر و حوصله ای بی پایان بر ویرایش گفته های خویش اقدام کردند. در فصل آخر کتاب نام سایر عزیزان همراه با نوشته های آنان در برهۀ زمانی مورد بحث آورده شده است. متأسفانه علی رغم تمام تلاش های گروه پژوهش، عواملی نظیر دوری از وطن و شرایط بهداشتی (کوید-۱۹) به گونه ای نشد تا گفتگویی با آنان ثبت شود، برخی متأسفانه یا در قید حیات نبودند و یا در گیرودار آماده سازی زمینۀ مصاحبه، از جهان رخت بربستند.
خاطرات به‌ یادماندنی سفر با دکتر احمد اشرف در همراهی دکتر فیروز توفیق به شهر یزد، اجرای نمایش اتلوو توسط دکتر ادوارد بالاسانیان با قامت تنومند و صدای رسایش، تدریس درس “شناخت فضای شهری” به صورت مشترک با مرحوم مهندس اسفندیار بهرام پور به عنوان اولین تجربۀ تدریس در دانشکده هنرهای زیبا، شخصیت فعال مهندس محمود توسلی و همکاری مشترک در طرح جامع یزد، اتوریته قابل‌ تقدیر مرحوم مهندس هوشنگ سیحون و رد یا تأیید تک هجایی اسکیس ها روی کاغذ پوستی در آتلیه، زاویۀ نگاه فلسفی دکتر اصغر طلامینائی و کمک به انتشار کتاب تحلیلی از ویژگی های منطقه ای ایشان، آراستگی دکتر امیرحسین گلستانی و اسلاید های معبد پانتئون در کلاس های درس، شخصیت ساده و بی آلایشِ مرحوم دکتر غلامحسین مجتهد زاده، نظم و نسقِ مرحوم دکتر منوچهر مزیّنی و سخنوری‌ های نافذ مرحوم دکتر محمد امین میرفندرسکی، این تمثیل ها و بسیاری خاطرات تلخ و شیرین همه گواهی از تلاش ها برای رشد و بلوغ رشته شهرسازی بوده است. در این مسیر علی رغم تلاش برای هماهنگی زمان گفتگو با دکتر مهدی کاظمی بیدهندی ایشان به رحمت ایزدی پیوستند و بخشی از اتفاقات و رویدادهای گروه شهرسازی در دانشگاه ملّی ایران حقیقتاً بر باد رفت. همچنین متأسفانه گروه تحقیق نتوانست به دکتر احسان الله مؤید که بخش مهمی از آموزش شهرسازی در رشته معماریِ دانشگاه علم و صنعت ایران بر عهدۀ ایشان بود دست یابد. یکی از بهترین فارغ التحصیلان دانشکده هنرهای زیبا، مرحوم دکتر سید محسن حبیبی پس از گفتگوی خویش مجال نیافت تا ثمره سخنان خویش را در این کتاب ناظر باشد و به‌ واقع جامعۀ آکادمیک شهرسازی یکی از سرمایه های بی تمثیل خود را از دست داد. و درنهایت با سینه ای فشرده و قلبی مالامال اندوه، دوست و همکار عزیز، دکتر حسنعلی لقائی درزمانی که این کتاب آخرین مراحل چاپ خود را طی می نمود به دیار حق شتافت.
در خاتمه از تلاش مجدانۀ دو همکار و همراه عزیز، مهندس نوید پورمحمدرضا و مهندس حامد ولدخانی، که ایدۀ نگارش این کتاب را روزگاری در دفتر من در دانشکده هنرهای زیبا به بحث گذاشتند و در جستجوی آن بودند تا گذشتۀ در حال محو شدن را برای آیندگان باز ترسیم کنند، کمال سپاسگزاری را می­نمایم. همکار ارجمند دیگر، سرکار خانم سوگل حاجی حسینی که در این مجموعه ما را یاری رساند و با خود گذشتگی بسیار ­در تک­تک گفتگو­ ها لحظات را در قاب تصویر ثبت نمود. سرکار خانم کونانی، کارشناس نسخ خطی و اسناد کتابخانه دانشگاه تهران، که از هیچ تلاشی برای دستیابی گروه تحقیق به صورت‌ جلسات، راهنما ها، نشریات و کتاب­ های مرتبط فروگزار نکرد. همچنین تشکر فراوان از جناب آقای ماهان تیرماهی که زحمت پیاده­سازی متن گفتگو­ها را کشید، جناب آقای فرزین امین صالحی که ویرایش ادبی متن­ها را تقبل کرد و درنهایت جناب آقای سعید فروتن که با طراحی جلدی بی­بدیل، روحی تازه بر کتاب دمید.
امید است این کتاب دریچه­ ای بدیع بر آنان بگشاید که آیندۀ رشته و حرفه شهرسازی را در ایران خواهند نوشت و چه خوش می­گوید لسان‌ الغیب، حافظ شیرازی؛
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی  ***  به پیام آشنایان بنوازد این نوا را
(منوچهر طبیبیان؛ استاد دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران)

♦ فهرسـت مطالـب کتـاب:

پیشگفتار 
فصل اول: از روزگارِ رفته حکایت (درآمدی بر روش شناسی و مسیر پژوهش)
فصل دوم: گاه شماری بر آموزش شهرسازی در دانشگاه تهران و دانشگاه ملّی ایران 
فصل سوم: مهندس نادر اردلان
فصل چهارم: دکتر ایرج اعتصام 
فصل پنجم: دکتر گیتی اعتماد 
فصل ششم: دکتر سیروس باور
فصل هفتم: دکتر سید حسین بحرینی 
فصل هشتم: دکتر داریوش بوربور 
فصل نهم: دکتر فیروز توفیق 
فصل دهم: مهندس محمدرضا حائری مازندرانی 
فصل یازدهم: دکتر سید محسن حبیبی 
فصل دوازدهم: مهندس کامران دیبا 
فصل سیزدهم: مهندس احمد سعیدنیا 
فصل چهاردهم: دکتر اسماعیل شیعه 
فصل پانزدهم: دکتر احمد عظیمی بلوریان 
فصل شانزدهم: دکتر علی غفاری – مهندس عباس شعیبی 
فصل هفدهم: مهندس بهرام فریور صدری 
فصل هجدهم: دکتر محمد منصور فلامکی 
فصل نوزدهم: دکتر مهدی کوثر 
فصل بیستم: دکتر حسین گلابیان 
فصل بیست و یکم: دکتر حسنعلی لقائی 
فصل بیست و دوم: دکتر حمید ماجدی 
فصل بیست و سوم: غایبان و رفته ها
کتاب شناسی 
نمایه 

 

 

دریافت تصویر جلد
منبع خبر: www.MemarNews.com
مطالب معمارنیوز را در کانال تلگرام معمارنیوز دنبال نمایید.
هرگونه استفاده از مطالب اختصاصی این سایت بدون کسب اجازه کتبی پیگرد قانونی دارد.

share Memarnews content
Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmailFacebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

Follow Memarnews
Facebooktwittergoogle_pluslinkedinyoutubevimeoinstagramflickrfoursquareFacebooktwittergoogle_pluslinkedinyoutubevimeoinstagramflickrfoursquare


مطالب پیشنهادی :



نظر دهید

لطفا پاسخ صحیح را در کادر وارد نمایید. *

تمام حقوق این سایت برای © 2022 معمار نیوز محفوظ است.هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون کسب اجازه کتبی پیگرد قانونی دارد.
flickrtumblrtwittergoogle_pluslinkedininstagramfacebook