معرفی کتاب «معماریِ تغییر؛ تمهیدات تغییر در معماری موجود»

اختصاصی، معمارنیوز- انتشار کتاب «معماریِ تغییر؛ تمهیدات تغییر در معماری موجود»
نویسنده: فرد اسکات
مترجم: دکتر علیرضا عینی فر؛ (استاد دانشکده معماری دانشگاه تهران) _ احسان مسعود _ نوید گلچین
ناشر: انتشارات فکر نو
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶
تیراژ: ۱۰۰۰ نسخه
قیمت: ۲۵/۰۰۰ تومان

مقدمه مترجمین:
پرداختن به معماری تغییر، به سبب اهمیت این مقوله از هر دو منظر پایداری فرهنگی و بوم‌شناختی، ضروری می‌نماید. فرد اسکات در این کتاب، استدلال می‌کند که تغییر، جایگزینی است قابل تأمل برای آنچه که او «معماری ناب» (ساخت بنایی جدید در یک سایت خالی) می‌نامد. به همین دلیل در ترجمه‌ی عنوان کتاب، تأکید بر تمهیدات لازم برای ایجاد تغییر در معماری موجود، با توجه به اینکه چگونگی این تمهیدات در واژه معماری نهفته است، معماریِ تغییر نامیده شده است.

کار با بناهای موجود، علمی دقیق با اصول و تاریخچۀ خاص خود است. نویسنده، پایه‌های فکری این نوع کار حرفه‌ای و آموزشی را، با خلاصه کردن تئوری‌ها و تعمق در حوزۀ موضوع، مشخص می‌کند. معماری تغییر، استدلالی واضح و قانع‌کننده ارائه می‌کند که بنا را از فرسایشی که از طریق نگهداری بیش از اندازه تهدید می‌کند، نجات ‌دهد. همچنین، جایگزین‌هایی قابل توجه برای تخریب محیط مصنوع ارائه می‌کند.

کتاب به ۱۲ بخش تقسیم شده است، هر قسمت در مورد استفادۀ مجدد و همپوشانی آن با رشته‌های مختلف است. در بخش‌های اول، عملکردگراییِ منبعث از «فرم تابع عملکرد است» به چالش کشیده می‌شود و الگوهای ناموفق اشغال فضا بررسی و نقد می‌شوند. سپس حفاظت، نگهداری و مرمت در جزئیات مورد بررسی قرار گرفته و کارهای راسکین، موریس و ویوله لودو در باب استفادۀ مجدد بررسی می‌شود.

در بخش ۵ به بررسی «کارهای موازی» مانند مرمت نقاشی‌ها می‌پردازد. در این رابطه، از کپی کردن یا تمیز کردن‌هایی که در خلال مرمت نقاشی‌های نمادین انجام می‌شود، مثال می‌زند. در ادامه نسخه‌های دوباره ساخته‌شده از روی اصل قطعات موسیقی، به اقتباس‌های خوب و بد از بناها ارتباط داده شده است. اسکات از تغییرات خلاق بر روی نت‌های اصلی حمایت می‌کند، دید او به بنا نیز این چنین است. اسکات این بخش را با مقایسۀ یک طراح با یک موسیقیدان به پایان می‌رساند: ترجمۀ معاصر یک قطعۀ موسیقی و ترجمۀ یک فضا به زبان معاصر.

در هر بخش تعداد زیادی نمونه‌های موردیِ متفکرانه وجود دارد که ماهرانه تفسیر و تحلیل شده‌اند. بخش ۱۲ با عنوان «ناتمام»، کاری از اسکارپا در کاستلوچیوی ورونا را بررسی می‌کند که به عنوان نمونه‌ای از یک تغییر حساس در بناهای موجود در نظر گرفته شده است. نویسنده با اشاره به خودآموز بودن اسکارپا و ویوله لودو و نداشتن تحصیلات دانشگاهی آن‌ها، بر نیاز مداخله به حساسیت خاص معمار تأکید می‌کند. معماری تغییر به نوعی «هنر پاسخ» است؛ که از برقراری گفت‌وگو با بنا و آنچه در اطراف آن می‌گذرد، به دست می‌آید.

گریم بروکر، مدرس دانشگاه متروپولیتن منچستر، در مورد کتاب می‌گوید:
«… در قسمت‌هایی از متن، نوشته‌ها عامیانه و محاوره‌ای و در برخی دیگر معتبر و دقیق است، اما آن‌ها به طور مستمر و یکپارچه به یکدیگر تبدیل می‌شوند و خوانایی قانع‌کننده‌ای را ارائه می‌دهند. این کتاب تحریک‌کننده و شیطنت‌آمیز، مجموعه‌ای از مشاهدات از فضاهای داخلی و دربارۀ آن‌ها را ارائه می‌دهد. یادداشت‌های جذاب آخر هر فصل دانش و اطلاعات را به همان اندازۀ متن اصلی ارائه می‌دهند و باعث اشتیاق بی‌حدوحصر در انتقال و تثبیت ایده‌های کتاب می‌شوند.

… اسکات ایده‌هایی پیشنهاد می‌دهد برای تغییر، شامل دو قانون اصلی انطباق: بازسازی فضایی و بازسازی سطوح. اسکات هم‌چنین بینش قوی خود را در بخش‌های پایانی، به ویژه در ارتباط با ماهیت رادیکال تغییر، ارائه می‌دهد. او پیشنهاد می‌کند که اهمیت بستر و تحلیل آن در تغییر، به این معنی است که عمل مداخله در ذات خود خشن است و استراتژی‌ای است که به طور طبیعی تهاجمی است. بازسازی بناهای موجود، اغلب به عنوان تنها قلمرو حفاظت‌گران شناخته می‌شود، در حقیقت رادیکال‌ترین و بحث‌برانگیزترین رشتۀ مرتبط با فضا است؛ تمایل به نظم دادن مجدد آنچه که از قبل وجود داشته است، ذاتاً عملی است که نظم موجود را نادیده می‌گیرد. بنابراین طراحی کاربری‌های جدید برای بناها‌ی موجود، شامل فضاهایی که برای اهدافی خاص ساخته شده‌اند، قبول یا تصحیح کردن الگوهای از قبل موجود را به طراح تحمیل می‌کند. این کار، قضاوت وضع موجود است.»

مقدمه مؤلف:
تصور عمومی این است که محیط ساخته‌شده با معماری مطلوب، نیازی به تغییر ندارد. با این‌حال، امروز برای نوسازی و تغییر بناهای موجود، بیش از ساخت بناهای جدید هزینه‌ می‌شود و این تناسب به نفع ایجاد تغییر در حال رشد است. اگرچه چنین تمایلی به‌منظور کسب سود بیشتر است، ولی می‌تواند مبنای نظری نیز داشته باشد.

تلاش این کتاب با بحثی جانب‌دارانه این است که فارغ‌التحصیلان مدارس طراحی، اهمیت تغییر محیط ساخته‌شده را به اندازۀ بناهای جدید طراحی‌شده توسط معماران مشهور درک کنند. این اندیشه‌ در مقابل تصور عمومی جاری قرار دارد. تمام بناهایی که در محیط ساخته‌ می‌شوند می‌توانند معماری نامیده شوند، ولی نباید تصور کرد همه‌چیز را معماران رقم می‌زنند، چراکه این مردم هستند که بخش قابل توجهی از محیط ساخته‌شده را شکل می‌دهند.

شاید من از جهاتی مانند انسان نامتعادلی به نظر برسم که دنبال دعوا می‌گردد، دعوایی که در آن بین معماری، تغییر یا مداخله مشاجره‌ای واقعی وجود ندارد، اما در سرتاسر کتاب برای شناسایی ویژگی‌ها و نگرش‌های مرتبط با مداخله در ساختمان‌های موجود، و مقایسۀ آن‌ها با به‌اصطلاح «معماری خالص» (ساخت بنای جدیدی در یک سایت خالی) تلاش شده است. طراحان هنگام تغییر یک بنا، آثار پیشینیان خود را تغییر می‌دهند، به همین ترتیب شاید در سال‌های بعد کسانی کار آن‌ها را تغییر دهند. معماری اغلب عملی انحصاری و مستقل محسوب می‌شود؛ در حالی که عمل مداخله و تغییر، حاصل مشارکت میان نسل‌هاست. تلاش این نوشته بیان چگونگی تأثیر احساسات و تصورات متضاد در تفاوت‌گذاری میان تغییر معماری و یا معماری بنای جدید است.

این بحث به گفت‌وگویی احتمالی در ادامۀ نزاع باسابقه و مستمر میان حرفۀ رسمی و سهم مبهم دیگران منجر می‌شود. بنابراین، همچنان علاقه‌مندم توجه را به آثار کمتردیده‌شدۀ طراحان جلب کنم، و در همین راستا باید از شیوۀ آموزش و دستاورد‌های مدارس هنری قدردانی کرد. به‌طور معمول، مدارس هنری، پیوندهایی درونی را که می‌توانند در مداخله نیز بروز پیدا کنند، اساس کار مشترک طراحی داخلی، هنر چیدمان، نقاشی و سایر هنرها قرار می‌دهند. آموزه‌ای دیگر نیز وجود دارد که تمایل آن ارتقاء و ایجاد محصولی جمعی در سطحی قابل مقایسه با معماری خالص است، آرمانی برای بالابردن سطح ارتباطات که گرایشی است مرتبط با مداخله و تغییر. این فعالیت‌های میان‌رشته‌ای به‌طور معمول در مدارس هنری کمتر حمایت می‌شوند.

من فکر می‌کنم در بین طراحان مدارس هنری، در مقایسه با معماران، گرایش‌های متنوع‌تری در طراحی محصولات وجود دارد. برای مثال، طراحان هنری به‌نسبت معماران، در استفاده از رنگ، استفادۀ ترکیبی از مواد و تنوع کار نهایی، آزادی عمل بیشتری دارند. البته در برخی ویژگی‌های رسمی‌تر ساختمان، شاید این وضع برعکس باشد.

تنها در انگلستان، در مقایسه با نشریات اندکی که زمینه‌های دیگر طراحیِ محیط را پوشش می‌دهند، تعداد زیادی مجله و روزنامۀ اختصاصی حرفۀ معماری وجود دارد. در واقع، در بسیاری از موارد، شواهدی از عدم تناسب یافت می‌شود؛ درحالی‌که در سال‌های اخیر سهم مهندسان دیگر در پروژه‌های معماری کاملاً شناخته شده، هنوز نتایج بررسی موزه‌های جدید فقط توسط معمار ساختمان بررسی و منتشر می‌شود، بدون اشاره‌ به کار طراحان داخلی که نحوۀ نمایش آثار را طراحی می‌کنند و نتیجۀ کارشان برای بازدیدکننده‌ها خاطره‌ساز می‌شود.

اما برای قضاوت دربارۀ سابقۀ کسانی که در کارِ تغییرند، باید کاملاً بی‌طرفانه عمل کرد. البته که هم معماران و هم طراحان دیگر می‌توانند در تغییر بنا نقش داشته باشند، اما شرط پذیرش هر تغییری، ایجاد مطلوبیت لازم است. این کتاب برای نشان‌دادن پتانسیل غنی چنین مسؤولیت‌هایی نوشته شده است. عمل ایجاد تغییر، به‌جای تک‌نوازی، بیشتر شبیه نوعی د‌ونوازی است. به اندازه‌ای که نبوغی فردی است، هنرِ واکنش هم هست. تغییر برای ایجاد توافق یا تمایز میان وضع موجود و وضعیت تغییریافته ایجاد می‌شود. در هرکدام از این حالت‌ها، تغییر راه‌حل پیشنهادی طراح است به بنای میزبان. هدف این نوشته‌ها دستیابی به ادراکی از معماری تغییر، برای حمایت از خِرد بنیادین نهفته در اثر است. در این کتاب، پیشنهاد می‌شود طرح مداخله، مشروط به اینکه دچار افراط نشده باشد، به‌منزلۀ فعالیتی مستقل بررسی شود. می‌توان گفت هم‌زمان با افزایش توجه به تئوری تغییر، انجام این‌گونه طرح‌ها نیز بیشتر خواهد شد.

قصد این نوشته رسیدن به نتایج شتاب‌زده دربارۀ ساختمان نیست، بلکه نبود دانش و تجربۀ کافی، انگیزۀ پرداختن بدان بوده است؛ به‌هرحال یکی از منظورها این است که این نوشته به گسترش موضوعی مشخص در مطالعات محیط مصنوع منجر شود. در مقدمه به عنوان یکی از وظایف نهایی نویسنده با سؤالات حل‌نشده‌ای باقی می‌مانم، پرسش‌هایی که ممکن است برخاسته از دانش ناکافی نویسنده باشند. دربارۀ تغییر کاربری بحث‌های زیادی در اختیار است، ولی بحثی دربارۀ جنبه‌های اجتماعی تغییر وجود ندارد. بسیاری از مسائل مشابه، به این دلیل که در حاشیۀ توجه قرار دارند، بررسی جامع نمی‌شوند. چنین موضوعی شبیه مشکل کاربری نامناسب‌داشتن است که می‌تواند ناشی از عدم تناسب فضایی یا فقدان قلمروهای مورد استفادۀ مناسب باشد. در حالی که مشکل اول پرسشی کاربردی است، دومی می‌تواند منشأ پرسشی اختصاصی باشد. چنین قضاوت‌هایی فراتر از محدودۀ این کتاب است، تنها می‌توان اشاره کرد که از کلیسای قرن دوازدهمیِ بارتولومئو مقدس در اسمیت فیلد لندن پس از انحلال صومعه در انگلستان در زمان حکومت هنری هشتم، گاه برای آهنگری و اصطبل استفاده شده و شاید در آینده نیز بشود. ساختمان‌ها برخلاف کشتی‌ تمایلی به غرق‌شدن ندارند.

نکتۀ دیگرِ نیازمند تفکر بیشتر، موضوع طراح بعدی است. هرچه مداخله‌گر بااستعدادتر و آگاه‌تر باشد، دید واضح‌تری نسبت به هدف سازندگان اصلی خواهد داشت. البته تأثیر قضاوت طراح، موضوع اساسی دیگری است که باید در جایی دیگر به آن پرداخت. اگر صداقت و اصالت برای مرمت اثر قابل حصول نباشد، طراح باید لااقل از توانایی و بینشی مشابه معمار اولیه برخوردار باشد. در مورد مرمت آثار مهم و فاخر، داشتن این توانایی و بینش بسیار حیاتی به نظر می‌آید. در حالی که توانایی‌های معمارانۀ‌ تغییردهندگان در اقدامات گستردۀ اخیر در کلیسای هاکسمور اسپیتال‌فیلد لندن، سؤال‌برانگیز است، می‌توان به نبود گفت‌وگوی انتقادی دربارۀ این پروژه در جامعۀ معماری اشاره کرد.

شناسایی مشکلات مداخله در بناهای موجود، معقول به نظر می‌رسد، ولی تلاش برای تعیین تکلیف قاطع آن‌ها، به دلیل کم‌توجهی‌هایی که تاکنون بوده، کمی زود است. آرزوی من این است که اگر این کتاب نتواند پاسخگوی همۀ جوانب معماری تغییر باشد، حداقل به تبیین مشکلات کمک کند. تمام پرسش‌ها از یک پرسش اصلیِ طراح مشتق می‌شوند. همان‌طور که در آغاز از جولیان پاول تاک نقل شد، سؤال اصلی معماران این است که «تا چه اندازه اجازه تغییر دارم؟». معماری تغییر به شکلی متناقض، برانگیختگی عمومی برای حفظ بناست. شاید تلاشی برای حفظ چیزی در جهان روبه‌رشد. فرآیند آرمانی مداخله، حفظ زندگی و معنی در بنای موجود است. در انجام این کار، افراد با نارسایی‌ها و آرمان‌هایی از پیشینیان خود زندگی می‌کنند.

 

فهرست مطالب کتاب:
مقدمه مترجمین
مقدمه مؤلف

بخش اول: معماری بدون تغییر و نمونهای برای تغییر
– یادداشت‌ها

بخش دوم: اصالت و محاوره
– یادداشت‌ها

بخش سوم: مرمت، نگهداری و تغییر
– یادداشت‌ها

بخش چهارم: تقلید مضحک و دیگر دیدگاهها
– یادداشت‌ها

بخش پنجم: معادلهای تغییر
– یادداشت‌ها

بخش ششم: درجات تغییر
– یادداشت‌ها‌

بخش هفتم: لایهزدایی
– یادداشت‌ها

بخش هشتم: فرآیند مداخله
– یادداشت‌ها

بخش نهم: محدودیتها و مشکلات
– یادداشت‌ها

بخش دهم: پاسخهایی دوباره
– یادداشت‌ها

بخش یازدهم: بستری گستردهتر
– یادداشت‌ها

بخش دوازدهم: ناتمام
– یادداشت‌ها

دریافت تصویر جلد
منبع خبر: www.MemarNews.com

مطالب معمارنیوز را در کانال تلگرام معمارنیوز دنبال نمایید.

هرگونه استفاده از مطالب اختصاصی این سایت بدون کسب اجازه کتبی پیگرد قانونی دارد.

share Memarnews content
Facebooktwittergoogle_pluslinkedinmailFacebooktwittergoogle_pluslinkedinmail

Follow Memarnews
Facebooktwittergoogle_pluslinkedinyoutubevimeoinstagramflickrfoursquareFacebooktwittergoogle_pluslinkedinyoutubevimeoinstagramflickrfoursquare


مطالب پیشنهادی :



نظر دهید

لطفا پاسخ صحیح را در کادر وارد نمایید. *

تمام حقوق این سایت برای © 2018 معمار نیوز محفوظ است.هرگونه استفاده از مطالب این سایت بدون کسب اجازه کتبی پیگرد قانونی دارد.
flickrtumblrtwittergoogle_pluslinkedininstagramfacebook